تالیان دردهستان برغان بخش چندار شهرستان ساوجبلاغ واقع است .
تالیان کمترازسه کیلومتربا مرکزدهستان ، برغان فاصله دارد ویکی ازروستاهای پرآوازۀ برغان رود است برای تالیان چند معنی گفته شده همچون: 1. پیروان 2. مرکب از«تال» به معنی خونچه و«ان» پسوند مکان 3. برخی ازاهالی آن را تایلان می گویند حتّی درشناسنامه های قدیمی اهل روستا این لفظ دیده می شود. گفته می شود اهالی تالیان حدود هزارسال پیش درمنطقۀ صومعه می زیسته اند که براثرکثرت مار به بالاتر کوچیده اند وابتدا دردرۀ میشانک حدفاصل علاقبند وتالیان سکونت گزیده اند ؛گفتنی است هنوزآثاری دراین دوره ازگورهای گبری دیده می شود وسپس به منطقۀ تالیان کنونی آمده اند و«تایِ آن» می گفته اند یعنی برابرآن که به مرورتایلان وتالیان شده است .
برخی نیزآن رامأخوذ از«تاریان» می دانند که دلالت برتار شدن گروهی ازمردم ومسکن گرفتن دراین ناحیه می کند به گمان بنده تالیان مرکب از«تال»به معنی برکه و«یان» پسوند مکان است ودراین معنا باتالاب وتالقان هم ریشه می باشد.ازسویی با «تول» که درزبان اهالی به معنی آب گل آلوداست بی ارتباط نیست .
دهخدا می نویسد: « تالیان دهی است جزء دهستان برغان در34هزارگزی شمال باختری شوسه کرج به قزوین واقع
است.کوهستانی وسردسیراست و514تن سکنه دارد وآب آن ازرودخانۀ برغان تأمین می شود ومیوه وعسل ولبنیات دارد.»
وجود درختان کهن سال ازجمله چنارمسجد جامع که قریب هشت قرن عمردارد ومسجد تالیان که بنای اولیّۀ آن مربوط به دورۀ صفوی است بیانگررونق وآبادانی این منطقه ازگذشته های دوردارد.
فرهنگ تالیان
درروزگارمعاصرنیزاز1323 دبستانی با چهارکلاس درتالیان با کمک اهالی ازجمله خاندان میرخانی گشوده شد وسال ها
دوتن ازمعلّمان محلّی ،نعمت الله شریفی،خوش نویس تالیانی(متولد1313ش)وسیّد جلال فاضلی آن را اداره می کرده اند.
مشاهیر تالیان
ازتالیان خاندان های بزرگ علمی وهنری برخاسته اند چون میرخان ، میرخانی وشریفی علاوه براین ها خاندان های فتحی ،گلاب ،گلی،میریحیی،قوانلو، قریشی و… دراین روستا نام دارند.ازمیان نسل جدید این خاندان ها تحصیل کردگان وفرهنگیان نامداری برخاسته اند
ناگفته نماند سیّدعلی موسوی گرمارودی شاعرونویسندۀ معاصر و داماد آیت الله سیداحمدمیرخانی است.
ازدیگرنامداران خاندان میرخانی سیّد مرتضی حسینی برغانی (م1358ق برابر با 1277- میلادی _ 1308 شمسی
برادرسید مصطفی است . سیّد مرتضی ازخوش نویسان مشهوراواخردورۀ قاجاری وازشاگردان برجستۀ مکتب میرزا رضا کلهر(م1310ق) بوده است اومدّتی کاتب ودفتردارمدرسۀ سادات در تهران بود وبا مؤسّس آن یحیی دولت آبادی همکاری داشت.سیّد مصطفی مردی درویش مسلک وخوش گذران بود وازراه کتابت خط نستعلیق روزگارمی گذراند. سیّدمرتضی مدتی نیز درهند سکونت داشت.ازآثارسید مرتضی کتابت شاهنامه است ( چاپ بمبئی) ویک قرآن خوش نویسی شده .
اشرف السّادات میرخانی، دخترسیّدحسین میرخانی ونوۀ وی می گوید:«پدرم ازنه سالگی کتابت رازیرنظرپدرش(سیدمرتضی برغانی) شروع کرده بودوپدرایشان مستقیماً ازمیرزاکلهرمشق گرفته بود ومی توان گفت سیّدحسین با یک واسطه شاگرد کلهربود.پدرم دراواخر زندگی که هنوزچشمش می دید به من گفت:رفته بودم انتشارات بوعلی سینا.کتابی پیش رویم گذاشتند باعنوان«مشاهیروادبای علم»که درهند منتشر شده بود.می گفت ببین نام پدرت هم جزوآنهاست.مرحوم پدربزرگم درآن جا یک کتاب شاهنامه هم نوشته که دربمبئی به چاپ رسیده البته کتاب های چاپی ایشان بسیاراست.(تندیس،ص20) دوپسرسیّد مرتضی ،حسین وحسن نیز ازخوش نویسان بزرگ روزگار ماهستند .
سیّدحسین میرخانی فرزند بزرگ سیددر1286ش ازخاتون جان درتهران زاده شد.
سیّدحسین کتاب های بسیاری ازجمله قرآن مجید را کتابت کرده است .ازفعالیت های مهم وی تأسیس انجمن خوش نویسان ایران به همراه ابراهیم بوذری،سیّدحسن وشماری دیگردروزارت فرهنگ وهنر(1346ش)بود. سیّدحسین سرهنگ ارتش بود وبسیاری از فرمان های دربار را او می نوشت.علاوه برآن وی درموسیقی نیزاستادبودوکمانچه را نیکومی نواخت ونزدبزرگانی چون حسین خان اسمعیل زاده ورضا محجوبی تعلیم گرفته بود واستادانی چون محمّدرضاشجریان ومحمّدرضا لطفی که ازدوستان نزدیک وی بودندافسوس می خوردند که چرا استاد کمانچه رازمین گذاشت وعلّت آن بودکه استاد ازروزی که متوجه کتابت قرآن شد دیگردست به آن نبرد وخودبه فرزندش گفته بود اگر میخواهی به من افتخارکنی به قرآن من افتخارکن نه کمانچه نوازی ام .
وی در1361 خورشیدی درگذشت ودرابن بابویه تهران به خاک سپرده شد.
در دنبالۀ نام خانوداگی بزرگان قوانلوها اغلب کلمۀ خان دیده می شودمثل محمود خان،قلی خان،اسدالله خان،شاپورخان،علی خان ،محمدتقی خان و… همچنین خاندان میرخان که اعقاب میرمحمدخان هستند .
خاندان میرخانی سیدند ونسب نامۀ ایشان موجود است؛ چنانکه نسب سید حسین میرخانی بنیادگذار انجمن خوشنویسان ایران چنین است : سید حسین بن سید مرتضی ( سید مرتضی برغانی مشهوربه کاتب برغانی) بن عباس بن جبرائیل بن محمد بن محمد بن آقابیگ بن زمان بن داود بن علاءالدین بن حسن بن فتحعلی بن ابراهیم بن ابوطالب بن مسلم بن صفر بن ابوطالب بن فاضل بن شرف الدین بن علاءالدین بن محمد بن شمس الدین بن تقی بن نظام الدین بن تقی بن کمال الدین بن حسین بن باقر بن علی بن محمد بن احمد بن صفر بن فاضل بن شمس الدین بن قاسم بن یوسف بن معزالدین بن علی بن محمد بن حسین بن زین العابدین بن حسین بن علی(ع) .
سید عباس کبیر،پدر بزرگ سید حسین به نقل از از سید احمد طالقانی آل احمد،پدر جلا آل احمد می گوید: «سید عباس صبح پنجشنبه با قاطر به تهران می آمد ودر تهران منبر می رفت ودوباره به تالیان بازمی گشت وزراعت می کرد .
قبر سید عباس در تالیان است وقبر پدر بزرگش،میرخان که فامیلی میرخانی ها از او گرفته شده درمیشانک است . سید عباس کتابی درتاریخ وغیره درکتابخانۀ مرعشی قم باشماره11008باقی است وبرروی آن نوشته شده :«دفاترالهموم نوشته عباس بن جیرائیل بن محمد بن محمد خان حسینی برغانی قزوینی» سیّدمصطفی حسینی برغانی (1238-1310ش) فرزندسیّدعبآس کبیرازاین خاندان است. وی نمایندۀ ساوجبلاغ ازطرف اصناف (سمسارها) درنخستین دورۀ مجلس شورای ملّی بود .
سید مصطفی نویسنده وشاعر بود وسفرنامۀ «گوهر مقصود» ازاوباقی مانده است .«سید پس از بمباران مجلس به مشهد گریخت وپس از پایان یافتن استبداد صغیر به تهران باز گشت وبا حاج عباسقلی تبریزی ،پدر مهندس مهدی بازرگان، یک کارخانۀ صابون پزی در تهران راه انداخت .
وی نشریۀ هفتگی «انجمن اصناف » را درتهران نشر می د اد ودر دوران رضا خان به کربلا رفت وپس از درگذشت درنجف درخاک آرمید . فرزند سید مصطفی مرحوم آیت الله سیّداحمد میرخانی ازعلمای معاصراست که در1296ش درتهران به دنیا آمد وپس ازتحصیلات مقدماتی درتهران در قم ازمحضرآیت الله مرعشی نجفی، سیّدمحمّدحجّت کوه کمره ای،سیّد محمدتقی خوانساری وآیت الله بروجردی کسب فیض کرد،سپس درتهران به فعالیت های دینی وعلمی پرداخت وآثاری چون سیرحدیث دراسلام را نوشت ودر1372ش درگذشت .
منبع:
زکریا مهرور
@baraghanrostayekohan