روستای سیاهکلان

روستای سیاهکلان کرج

موقعیت روستا

روستای سیاهکلاهان از توابع بخش مرکزی کرج است که تا رجایی شهر حدود 3 کیلومتر فاصله دارد. این روستا از بالا به کوه‌های « دوبرار» از جنوب به بلوار « موذن »رجایی شهر، از شرق به «بیجی کوه» و از غرب به روستای«آتشگاه» منتهی می‌شود.

 

گویش مردم سیاهکلاهان البرزی مادی

«محمدعلی کهن ترابی» به گویش اصلی مردم سیاهکلاهان اشاره و اظهار کرد: گویش مردم این روستا البرزی مادی است که از قدیم، لهجه اصلی کرجی‌های اصیل بوده است؛ البته ناگفته نماند که گویش گیلکی- تاتی نیز در بسیاری از نقاط البرز شنیده می‌شود.گویش تهرانی‌های قدیمی مانند مردم تجریش و ونک هم آمیخته ای از گیلکی و تاتی بوده است. مردم جاده چالوس و طالقان نیز ازگویش البرزی مادی استفاده می‌‌کردند. به عنوان مثال مردم منطقه ای به نام«گته ده» در طالقان به زبان تاتی – که نوعی گویش مادی هم است – صحبت می‌کنند، زیرا این منطقه به کوه‌های دوهزار مازندران نزدیک و طبیعی است که گویش گیلکی-تاتی در آن رواج داشته باشد.
وی با بیان این‌که سیاهکلاهان دارای 2 بخش است، ادامه داد: بخشی از این روستا آفتابگیر است و بخش دیگر آفتابگیر نیست. بخش آفتابگیر تا اواخر روز آفتاب دارد.

 

یک مسجد و چشمه معروف «بهرام بک» سیاهکلاهان نیزدر این بخش قرار دارد. این چشمه منحصر به فرد است، زیرا در تابستان آب آن خنک و در زمستان گرم است. مسجد را هم به دلیل وجود این چشمه ساختند. درختی نیز در کنار چشمه وجود دارد که قدمت آن 700 سال است. «نسام» منطقه ای است که آفتابگیر نیست و تنها در روز حدود 4 ساعت آفتاب دارد. سیاهکلاهان دارای قنات‌های فراوان مانند« بالین چنار»، «کهریز»،«کرجین» و… است. همچنین این روستا دارای مزارع مختلفی چون مزرعه«گل دره»،«دل گشا»،«گنده کمر» و… است. مزرعه گل دره در گذشته محل رویش لاله‌های وحشی بوده است. سیاهکلاهان دارای محصولات کشاورزی مانند توت و سماق است که در کشوربه دلیل تولید فراوان، این محصولات شناخته شده است.

آیین‌های مربوط به روستای سیاهکلان

این مردم شناس البرزی به برخی از آیین‌ها و رسوم مردم سیاهکلاهان اشاره و اظهار کرد: درگذشته در سیاهکلاهان رسم بر این بود؛ پسری که از سربازی بر می‌گشت باید ازدواج می‌کرد. برای این کار پدر و مادر آن پسر، دختری را انتخاب می‌کردند وکسی را به عنوان «قاصد» به خانه دختر می‌فرستادند، اگر جواب خانواده دختر مثبت بودخانواده پسر فردای آن روز به خانه دختر برای مراسم«دزدی شیرین خوران» می‌رفتند؛ دزدی شیرین خوران به این معنا بود که هنوز هیچ یک از دو خانواده موضوع ازدواج آن پسر و دختر را برملا نکرده اند. بعد از این مراسم شیرینی خوران اصلی با حضور فامیل انجام می‌شد.

رسم«ارزان، ورزان»

رسم دیگری که سیاهکلاهانی‌ها داشتند رسم«ارزان، ورزان» بود. دراین مراسم فامیل به صرف شام دعوت می‌شدند؛ شام آن شب شامل آش کشک و آش جو بود. بعد از آن هم مراسم حنابندان یک شب قبل از عروسی انجام می‌شد. در حنابندان «سازِنده» و«دهلچی» می‌نواختند.

رقص محلی مردان

کهن ترابی به رقص محلی مردان سیاهکلاهانی اشاره و اظهارکرد: « چوپی» رقص محلی کرجی‌ها در زمان گذشته و مربوط به ساکنان روستاهای جاده چالوس بود. در این رقص مردان پنجه در پنجه هم در یک ردیف قرار می‌گرفتند و می‌چرخیدند.

 

مراسم«سرتراسی»

صبح عروسی هم مراسم«سرتراسی» داشتند. در این مراسم تختی می‌گذاشتند و روی آن آیینه و شمعدان عروس را قرار می‌دادند. آرایشگر که در آن زمان « دلاک» نامیده می‌شد داماد را آماده می‌کرد. در این زمان زن‌های فامیل با مجمعه‌هایی پر از میوه و کله قند دور داماد می‌چرخیدند و با هم می‌گفتند « مجمعه سرتراشی اُوردیم» و مردها هم رقص چوپی می‌کردند. بعد از اصلاح، داماد را تا حمام عمومی محل بدرقه می‌کردند، اما پدر و مادر داماد در خانه منتظر می‌ماندند تا داماد برای دست بوسی نزد آنها و از آنجا به خانه عروس برود.

مراسم پول اندازی در عروسی‌ها

وی به مراسم پول اندازی در عروسی‌ها اشاره و اظهار کرد: هر کسی که پولی اهدا، دهلچی آن را اعلام می‌کرد و می‌گفت« خانه اش آبادان باشد».

رسم کندا زر

همچنین زمانی که عروس را به خانه داماد می‌بردند یکی از نزدیکان عروس مثل دایی جلوی بردن عروس را به خانه داماد می‌گرفت و طلب شاباش می‌کرد که به این کار در زبان محلی «کندا زر» می‌گفتند. داماد هم وقتی به در خانه عروس می‌رسید دست عروس را ول و به سمت عروس سیب یا انار پرتاب می‌کرد. خانواده داماد هم هنگام ورود عروس به خانه دستمالی ابریشمی را پر از نقل، پول، جو و گندم می‌کردندو روی سر عروس می‌ریختند. جو را نماد پسر و گندم را نماد دختر می‌دانستند.

یکی دیگر از رسم‌هایی که سیاهکلاهانی‌ها در مراسم عروسی داشتند این بود که خانواده داماد چیزی از خانه عروس به عنوان شگون بر می‌داشت. پایان حنابندان که آخر شب بود داماد را به حمام می‌بردند.

مشاغل روستائیان منطقه:

در گذشته های نچندان دور اکثر مردم این منطقه بکار کشاورزی و باغذاری مشغول بوده و دامپروری نیز داشته اند. اما در حال حاضر تنها تعداد معدودی از ساکنین روستا به کار باغداری مشغول اند و دامپروری نیز در این ناحیه، البته نه بطور کامل ولی رونق چندانی در میان روستائیان ندارد و تقریباً از بین رفته است.
بدلیل نزدیکی روستا به شهر اکثر مردان و جوانان روستا جهت کسب و کار به شهر مراجعت نموده و مجدداً به روستا باز می گردند .

مهمترین عناصر روستا:

مهمترین عناصر قرار گرفته در جهت غرب روستا علاوه بر خانه های روستایی، مسجد روستا، درخحت مقدس، دفتر شورای روستا، باغات مختلف، چشمه روستا و سایر زمین های زراعی و در پشت این زمین ها، رشته کوههایی قرار گرفته اند.

مهمترین عناصر موجود در جهت شرق روستا نیز شامل دیگر خانه های روستایی که البته بیشتردر سمت شمال شرقی روستا دیده می شوند و در قسمت جنوب و جنوب شرقی روستا اکثر،خانه های روستایی دستخوش تحولات زیادی بوده اند و اکثراً تخریب و مجدداً به شیوه های امروزی که در آنها کمتر از روش های سنتی و مانوس با محیط روستا استفاده گشته، ساختهشده اند که تفاوت های زیادی نسبت به خانه های روستایی آن منطقه دارند. از دیگر عناصر قرار گرفته در این قسمت روستا می توان به دهیاری روستا نیز اشاره نمود.
در امتداد جاده اصلی روستا که از محدوده ای جاده کاملاً خاکی می شود، نهایتاً به محلی میرسدکه در واقع محل طلاقی جاده و روستا محسوب می گردد و انتهای جاده در جهت شمال به رشته کوههایی می رسد و از سمت شرق به انتهای جاده باریک خاکی پشت خانه های شرقی روستا متصل می گردد ./

منبع:

http://syahkolahan.blog.ir

چشمه آب معدنی سیاه کلان

چشمه آب معدنی سیاه کلان کرج اگه کرجیهای عزیز تمایل به نوشیدن آب گوارای چشمه معدنی دارند نیازی نیست که کیلومترها دورتر بروند کافی است جایی در 4 کیلومتری بلوار موذن نزدیک زندان رجایی شهر دنبالش بگردند. وقتی در بلوار موذن از شرق به غرب در حرکت هستید قبل از رسیدن به زندان رجایی شهر و قبل از رسیدن به مجموعه ساخت وساز وزارت دفاع وشعبه بانک کوثر یک سه راه سمت راست شماست که باجاده ای بدون پیچ وخیلی صاف به سمت شمال شرقی در حرکته. این جاده جاده محمود آباده. از بلوار موذن تا چشمه که در ده سیاه کلاهان که روستاییها به اون “سیاه کلان” می گویند فقط 4 کیلومتر هستش . روستای محمود آباد رو رد کنید ومسیر رو ادامه بدهید تا به سیاه کلاهان برسید. در این روستا در چند نقطه چشمه هست که یکی از اونها که حدود 200 متر بالاتر از میدان سیاه کلانه . از داخل میدان تقریبا رو به شمال شما مسجد دارای 2 گلدسته رو می بینید

 

که البته داخل یک کوچه باغ اناری و کاملا روستایی واقعه. شما میتونید 200 متر بالاتر از این میدان مقابل کوچه نانوایی که در سمت چپ شماست خودرو را پارک کرده وبا حدود 100 متر پیاده روی گالنهای آب رو دست بگیرید و به سمت مسجد بروید ودر زیر سر پناه مسجد از آب گوارایی که مردم روستا وحتی شهر گالن گالن پر میکنند ومی برند استفاده کنید. خدا وکیلی وقتی می روید این جور جاها به فرهنگ مردم احترام بگذارید و سکوت روستا وپاکی روستا رو به هم نزنید. تا مردم به باعث و بانی معرفی اینجور جاها بد وبیراه نگویند.

مردم سیاه کلان سنتهای مذهبی خاصی دارند و ایام محرم و سوگواریشون خیلی بهتر از شهره. از اون علم و کتلهای آنچنانی در شهر کرج هم خبری نیست. در این ایام با چلو گوشت نذری و دوغ و سبزی و گستردن سفره بلند از عزا داران پذیرایی می کنند تا جایی که مهمانان کاملا سیر بشوند

منبع:http://www.kishkhal.blogfa.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.